محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1476
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
« ابنى اخيك عقيل بن ابى طالب و نوفل بن الحارث و حليفك عتبة بن عمرو بن حجدم اخا بنى الحارث بن فهر فانك ذو مال . . . » و عبارت الكامل چنين : « و فدى العبّاس نفسه و عقيل بن ابى طالب و نوفل بن الحارث بن عبد المطَّلب و حليفه عتبة بن عمرو بن حجدم . . . » تفصيل ماجرا در متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1344 ) ، و الكامل ابن الاثير ( ج 2 ، صص 33 - 132 ) آمده است . ص 143 ، س 20 : اين سعد بن نعمان بن اكّال ، در نسخه هاى ما بنادرست « سعيد بن عبد الرّحمن » ضبط شده است . گذشته از اين ، در منابع آمده است : « . . . از بهر عمره به مكّه شد ، و عهد قريش با مسلمانان چنان بود كه هر كس كه از مسلمانان به مكّه روند ، از بهر حجّ يا عمره ، او را معترض نشوند و هيچ نگويند . پس انصارى پنداشت كه ايشان هم بر سر آن عهداند . چون وى به مكّه درآمد ، ابو سفيان او را بگرفت و محبوس كرد از بهر پسر خود . . . » ( ترجمهء سيرت رسول الله ، ج 2 ، ص 592 ) . بر خلاف ترجمهء سيرت رسول الله كه از انصارى نام نمىبرد ، تاريخ طبرى و سيرة النبى از او سعد بن نعمان بن اكّال اخو بنى عمرو بن عوف - نام برده اند ، و هر دو منبع شعر ابو سفيان را ضبط كرده اند : أرهط ابن اكّال أجيبوا دعاءه * تفاقدتم لا تسلموا السّيّد الكهلا فانّ بنى عمرو لئام اذلَّة * لئن لم يفكّوا عن اسيرهم الكبلا ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 46 - 1345 ، سيرة النبى ، ج 2 ، صص 95 - 294 ، الكامل ، ج 2 ، ص 133 ) . ص 149 ، س 4 : متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1363 ) مىگويد پيغمبر عليه السّلام روز چهارشنبه هشت روز مانده از رمضان به مدينه بازگشت ! ص 149 ، س 13 : غزو كدر ، در طبقات الكبير ، در نيمهء محرم ، بيست و سه ماه پس از هجرت ، دانسته شده است . محمّد بن سعد بر آن است كه پيغمبر ( ص ) ابن امّ مكتوم را به جاى خود گذاشت . ابن اسحاق مىگويد : رسول خدا هفت روز ماند و سپس به تن خود به غزاى بنى سليم رفت ، و ابن هشام مىگويد : سباع بن عرفطة بن الغفارى را يا ابن أمّ مكتوم را ، جانشين خود